همانند امواج که به شنزار ساحل راه می جویند ،دقایق عمر ما نیز به سوی فرجام خویش می شتابد.
"ویلیام شکسپیر"
تسلایم بده من تشنهء یک جرعه ایثارم
تسلایم بده وقتی من از خویش بیزارم
در این بیهودگی تاثیر خواب هر کسی ،من باش
تسلایم بده حالا که من تنها تو را دارم
دلم یک آسمان شوق است و پرواز است
نگاه تو دلیل خوب پرواز است
نگاهم کن ،صدایم کن به نام عشق
که این زیباترین پاداش آواز است
کدام از ما به رازعشق پی بردیم
کدام از ما برای عشق می مردیم
تو ای تنها تکرار بی پایان شب در چشم
کدام از ما به چشمانت قسم خوردیم
به چشمانت قسم ای آخرین خورشید
از این دنیای تکراری دلم پوسید
میان هق هق گريه تواي آرامش آرام
تسلايم بده با واژه هاي روشن اميد
میشود با بال سرخ عاطفه تا فرا سوی افق پرواز کرد
میشود با یاری حسی لطیف عشق را با یک تپیش آغاز کرد
میشود در بیکران آسمان شعر سرخ یک شقایق را سرود
میشود در رمز یک آشفتگی جان فدای غنچه ای تنها نمود
میشود با یک نگاه ماندگار از طلوع شهر رویا شعر گفت
میشود گلهای دل را آب داد
میشود تا آبی دریا شگفت
معنی این حرفها یعنی بیا از تمام کینه ها آری شویم
زخم یک پروانه را درمان کنیم
در کویر سینه ای جاری شویم